وصیت داریوش کبیر

وصیت نامه داریوش کبیر به پسرش خشایار شاه

اینک که من از دنیا می روم،بیست وپنج کشور جر امپراتوری ایران است و درتمامی این کشورها پول رایج ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند ، جانشین من خشایارشاه باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد.

هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست ، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند نامشروح نمایند، نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.

کانالی که من می خواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم(کانال سوئز)به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمییت دارد ، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح دهند که از آن عبور نکنند.

اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار به انجام برسانی ، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند.

توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو ومتملق را به خود راه نده ، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اندوبدون ترحم دروغگو را از خود بران . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .

افسران وسربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن ، اگر با آنها بدرفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند.

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .

همواره حامی کیش یزدان پرستی باش ، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند.

زنهار،زنهار،هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو،اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد .

هرگز از آباد کردن دست بر ندار زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تورو به ویرانی خواهد گذاشت،زیرا قائده اینست که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود. آباد کردن ، حفر قنات،احداث جاده و شهر سازی را در درجه اول قرار بده .

عفوو دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت. ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .

مقاله (نزار قبانی)

نزار قبانی و افکاره

بقلم علی رومی پور

ملخص :

کان الشعر السیاسی فی العصر الحدیث فی خدمة النهضة  و الشعر السیاسی موجود فی العصر الحدیث بمنزلة الشعر الملتزم و هذا الشعر فی البلاد العربی أخذ من وجع الناس و خاصه فی الارض المقدسه فلسطین.

ونزار قبانی من الشعراء الذی ینشد الاشعار السیاسیة و یهاجم علی الحکام العرب بهذه الاشعار.

الکلمات الرئیسیة : الشعر السیاسی ، ادب المقاومة ، نِزار قبانی.

 

ادامه نوشته